درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر و محمدسعید
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ورزشی هنری علمی اجتماعی سیاسی جملات زیبا شعر طنز
همه موضاعات و اخبار را از ما بخواهید





 

اشعار زیبای خیام, رباعیات زیبای عمر خیام

 آن قصر که بهرام درو جام گرفت
آهو بچه کرد و رو به آرام رفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
********رباعیات خیام********
هر ذره که بر روی زمینی بوده است
خورشید رخی زهره جبینی بوده است
گـرد از رخ آستین بـه آزرم افشان
کـان هم رخ خوب نازنینی بـوده است
********رباعیات خیام********
امروز که نوبت جوانی من است
می نوشم از آن که کامرانی من است
عیبم نکنید گرچه تلخ است خوش است
تلخ است از آن که زندگانی من است
********رباعیات خیام********
بسیار بگشتیم به گرد در و دشت
اندر همه آفاق بگشتیم بگشت
کس را نشنیدیم که آمد زین راه
راهی که برفت ، راهرو باز نگشت
********رباعیات خیام********
ای بی خبران شکل مجسم هیچ است
وین طارم نه سپهر ارقم هیچ است
خوش باش که در نشیمن کون و فساد
وابسته یک دمیم و آن هم هیچ است
********رباعیات خیام********
دنیا دیدی و هر چه دیدی هیچ است
و آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است
سـرتاسـر آفـاق دویـدی هیـچ است
و آن نیز که در خانه خزیدی هیچ است
********رباعیات خیام********
چون نیست ز هر چه هست جز بـاد بدست
چون هست ز هر چـه هست نقصان و شکست
انـگار که هســت هـر چه در عـالم نیست
پندار کــه نـیست هــر چـه در عـالم هــست
********رباعیات خیام********
تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت؟
تا کی ز زیان دوزخ و سود بهشت؟
رو بر سر لوح بین که استاد قضا
اندر ازل آن چه بودنی است ، نوشت
********رباعیات خیام********
دوری که در آمدن و رفتن ماست
او را نه نهایت نه بدایت پیداست
کس می نزند دمی درین معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
********رباعیات خیام********
تا چند زنم به روی دریا ها خشت
بیزار شدم ز بت پرستان و کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
********رباعیات خیام********
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
********رباعیات خیام********
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ نمی شاید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خــاک ما تماشاگه کیست
********رباعیات خیام********
گویند بهشت عدن با حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل برادر از دور خوش است





نوع مطلب :
برچسب ها : رباعیات زیبای عمر خیام، شعر، رباعی، خیام، حکیم عمر خیام، رباعیات خیام، سایت شعر،
لینک های مرتبط :


شنبه 28 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید

آتشی دوش ز رخساره برافروخته بود

دیده گر اشک نمی ریخت مرا سوخته بود

عمان سامانی





نوع مطلب :
برچسب ها : آتشی دوش ز رخساره برافروخته بود دیده گر اشک نمی ریخت مرا سوخته بود، شعر، عمان سامانی، شاه بیت، شعر زیبا، سایت شعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید

سیلاب نیستی را ، سر در وجود من ده
کز خاکدان هستـی ، بر دل غبـار دارم

« سعدی »





نوع مطلب :
برچسب ها : سیلاب نیستی را، سر در وجود من ده کز خاکدان هستـی، بر دل غبـار دارم، شعر، سعدی، سایت شعر، شعر زیبا،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید

اسرار غمش گفتم در سینه نهان دارم
رسوای جهانم كرد این رنگ پریدن‌ها
یغمای جندقی





نوع مطلب :
برچسب ها : اسرار غمش گفتم در سینه نهان دارم رسوای جهانم كرد این رنگ پریدن‌ها، شعر، سایت شعر، شعر زیبا، یغمای جندقی،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید

گر آرزوی وصلش پیرم کند مکن عیب
عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد ...

شهریار





نوع مطلب :
برچسب ها : گر آرزوی وصلش پیرم کند مکن عیب عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد، شعر، شعر زیبا، سایت شعر، شاه بیت، شهریار،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید

دو دستم هر دو در بند است در زلف و لب ساقی
نــدانــم گــر بگیـــرم جــــام بگــذارم کـــدامیــن را 

"کلیم کاشانی"





نوع مطلب :
برچسب ها : دو دستم هر دو در بند است در زلف و لب ساقی نــدانــم گــر بگیـــرم جــــام بگــذارم کـــدامیــن را، شعر، شعر زیبا، سایت شعر، کلیم کاشانی، شاه بیت،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید

کاش دردی که مرا هست طبیبان را بود
تا بدانی که چه درمانده در این درمانند




نوع مطلب :
برچسب ها : کاش دردی که مرا هست طبیبان را بود تا بدانی که چه درمانده در این درمانند، شعر، شاه بیت، سایت شعر، شعر زیبا،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید

ساقی

کاش می دیدم  چیست

 

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

 

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

 

می تابانی

 

بال مژگان بلندت را

 

می خوابانی

 

آه وقتی که تو  چشمانت

 

آن جام لبالب از جاندارو را

 

سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی

 

موج موسیقی عشق

 

از دلم میگذرد

 

روح گلرنگ شراب

 

در تنم می گردد

 

دست ویرانگر شوق

 

پرپرم می کند  ای غنچه ی رنگین

 

پرپر

 

من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد

 

برگ خشکیده ی ایمان را

 

در پنجه ی باد

 

رقص شیطانی خواهش را

 

در آتش سبز

 

نور پنهانی بخشش را

 

در چشمه ی مهر

 

اهتزاز ابدیت را می بینم

 

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست

 

اهتزاز ابدیت را

 

یارای تماشایم نیست

 

کاش می گفتی :

 

چیست

 

آنچه از چشم تو عمق وجودم جاریست .





نوع مطلب :
برچسب ها : ساقی، شعر، شعر سرا، سایت شعر، شعر مناسبتی، شعر عاشقانه، شعر کده،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید

خداحافظ تمام سهمم از دنیاخداحافظ طلوع مانده از فردا

کویرم خالی از باران و شبنم خداحافظ تو ای آبی ترین دریا

همیشه قسمتم صبر و جداییست خداحافظ تو ای مانند من تنها


بریدم از همه تا با تو باشم خداحافظ تو ای در حسرت ما


همیشه اولین حرفم تو بودی خداحافظ طنین آخرین آوا

همین جا بود فصل آشنایی خداحافظ خداحافظ همینجا

تو را دست خدایم می سپارم خداحافظ تمام سهمم از دنیا

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز

نخواهی رفت از یادم

خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق ،

 که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آردو برف نا امیدی بر سرم

یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟چگونه می روی با اینکه

می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی خداحافظ ، به پایان

آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر سرا، شعر، شعر زیبا، سایت شعر، خداحافظ، جملات زیبا، شعر عاشقانه،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید
 بی تو مهتاب شبی  باز از آن کوچه گذشتم

 

همه تن چشم شدم  خیره به دنبال تو گشتم

 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

 

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

در نهانخانه ی قلبم گل یاد تو  درخشید

 

باغ صد خاطره خندید

 

عطر صد خاطره پیچید

 

بادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

 

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

 

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

 

من همه  محو تماشای نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام

 

بخت خندان و زمان رام

 

خوشه ی ماه فروریخته در آب

 

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

 

شب و صحرا و گل و سنگ

 

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید تو به من گفتی :

 

" از این عشق حذر کن

 

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

 

آب  آیینه ی عشق گذران است

 

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

 

باش فردا که دلت با دگران است

 

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن "

 

با تو گفتم : " حذر از عشق ؟  ندانم

 

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

 

نتوانم

 

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

 

تو به من سنگ زدی  من نه رمیدم  نه گسستم ... "

 

باز گفتم که : " تو صیادی و من آهوی دشتم

 

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

 

حذر از عشق ندانم  نتوانم "

 

اشکی از شاخه فروریخت

 

مرغ شب  ناته ی تلخی زد و بگریخت ...

 

اشک در چشم تو لرزید

 

ماه بر عشق تو خندید

 

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم

 

پای در دامن اندوه کشیدم

 

نگسستم  نه رمیدم

 

رفت در ظلمت غم  آن شب و شبهای دگر هم

 

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

 

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

 

بی تو   اما  به چه حالی من از آن کوچه گذشتم .....





نوع مطلب :
برچسب ها : کوچه، فریدون مشیری، بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم، روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم ... "، شعر، شعر زیبا، سایت شعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید

کاش می دیدم  چیست

 

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست






نوع مطلب :
برچسب ها : کاش می دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست، شعر، شعر زیبا، سایت شعر، متن شعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید
به تو عادت کرده بودم 
 
 مثل گلبرگی به شبنم 
 
 مثل عاشقی به غربت
 
 مثل مجروحی به مرهم
 
 لحظه در لحظه عذابه
 
 لحظه های من بی تو 
 
 تجربه کردن مرگه 
 
زندگی کردن بی تو 
 
 من که در گریزم از من
 
به تو عادت کرده بودم 
 
 از سکوت و گریه شب
 
به تو هجرت کرده بودم
 
با گل و سنگ و ستاره
 
 از تو صحبت کرده بودم
 
خلوت خاطره هامو
 
 با تو قسمت کرده بودم
 
خونه لبریز سکوته
 
خونه از خاطره خالی
 
 من پر از میل زوالم
 
عشق من تو در چه حالی ؟
 
ای به من نزدیک تر از من
 
ای حضورم از تو تازه
 
 ای نگاهم از تو روشن 
 
به تو عادت کرده بودم
 




نوع مطلب :
برچسب ها : به تو عادت کرده بودم، لحظه در لحظه عذابه، تجربه کردن مرگه زندگی کردن بی تو، شعر، شعر زیبا، سایت شعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید


گفته بودی كه چرا محو تماشای منی

 

آنچنان مات كه یكدم م‍‍‍‍‍‍ژه بر هم نزنی

 

مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود

 

ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی






نوع مطلب :
برچسب ها : گفته بودی كه چرا محو تماشای منی آنچنان مات كه یكدم م‍‍‍‍‍‍ژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی، شعر، شعر زیبا، شعر فارسی، سایت شعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست


 

محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست


 

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت


 

که در این وصف زبان دگری گویا نیست


 

بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما


 

غزل توست که در قولی از آن ما نیست


 

تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم


 

تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست


 

شب که آرام تر از پلک تو را می بندم


 

در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست


 

این که پیوست به هر رود که دریا باشد


 

از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست


 

من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم


 

این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست.  

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، شعر زیبا، شعر فارسی، سایت شعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : امیر و محمدسعید


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات